دو قدم تا برسیم اوج ستاره
دو غزل تا برسیم به عاشقانه
دو تا پر نسوخته باقی
تا به تن نازی سیمرغ
چند تا شب گریه ی ساده
مونده تا صبح سپیده...
پشت دیوار قدمها
زیر آوار غزلها
تو گریز نابرابر بین مردن یا که موندن
نرسیدن یا رسیدن،
غزل آتیش شبامون
شده آتیش پرامون
شده پیغوم واسه سیمرغ دلامون
تا به منزل برسونیم
دو قدم رو
دو غزل رو
دو تا گریه رو دم صبح...
پی نوشت:دفتر یادداشتم که یه چند تا ترانه هم توش داشتم تو دانشگاه گم شد،یه کم حالم گرفته شد
،گفتم بگم تا یه کم دلم سبک شه![]()
