یه ترانه
غريبه آشنايي يه رويا شده
غربت كوچه ها هويدا شده
هوار شده غريبگي به قلبم
دلگيري همسايه فردا شده
* * *
نديده خاطرخوا شدم، تو نيستي
خاطره معني نداره تو نيستي
خدا ديگه تنها نمي خواد منو
دنبال رد پاهاتم، تو نيستي
* * *
رفتم به دشت ياسمن، نبودي
رفتم به جنگ ديو تن، نبودي
رو بال قاصدك بودم رو ابرا
از اون بالا خيره شدم، نبودي
* * *
بايد بهم جواب بدي، كجايي؟
در به در خاطره ام، كجايي؟
ديگه برام قرار نداره جايي
يه بي قرارم تا بياي، كجايي؟
* * *
تنهايي تو جمعو بگو چشيدي؟
تو تنهايي غير خدا كي ديدي؟
اونم ديگه تنها نمي خواد منو
دنبال رد پاهاتم، نديدي...؟!!!
پ.ن: راستش خیلی وقت بود میخواستم این ترانمو آپ کنم اما نمی دونم چرا نمیکردم!!!
پ.ن۲: چند وقتیه نمی نویسم...
خیلی واسم سخته...
چیزی نمیاد...
به زور چی بگم...
نوشتنم نشون زنده بودنمه(هر چند ننوشتن هم نشون مرگم نیست!)...
همیشه از این حال میترسم!
پ.ن۳:تازگیا پشه ها رو میکشم...
از این خیلی میترسم...
پ.ن۴: بعدشم اينكه از تموم دوستاي خوبم شرمندم اگه یه نمور دير به دير بهشون سر ميزنم،درسو دانشگاهو خوابگاه (تبعيد گاه
)ست ديگه!