چون بعضی از واقعیتها رو نمیبینیم ، گمون میکنیم اصلا وجود ندارن!!!
واسه همینم به مشکلی میافتیم که نمی تونیم حلش کنیم ،
آخه خودمون خواستیم بعضی چیزارو نبینیم!
دل.ن:چن وقته فهمیدم خیلی چیزا به من ربطی نداره...
تمام میشوم شبی...کمی به من نگاه کن!
چون بعضی از واقعیتها رو نمیبینیم ، گمون میکنیم اصلا وجود ندارن!!!
واسه همینم به مشکلی میافتیم که نمی تونیم حلش کنیم ،
آخه خودمون خواستیم بعضی چیزارو نبینیم!
دل.ن:چن وقته فهمیدم خیلی چیزا به من ربطی نداره...
این قضیه اصلا دقت یا هوش نمی خواد که حرفامون چه قدر تو روزمرگی غرقه!
چقدر وقتی بهم میرسیم شکل حرفا تکراریه ، این عین مرگه!
از امروز میخوام به حرفایی که تو هر روز میگیمو میشنویم بیشتر دقت کنم،
و ببینم واقعا تو هر روز چند تا جمله که سرش به تنش میارزه میشه گفتو شنید.
میخوام تازه مثل اسم اینجا ، بگردم پی سبزینه های هر روز و روزینه یکیشو اینجا بکارم!
ـ یه پدر هم میشه بعضی وقتا گم بشه !
بی ربط :
چه دردآوره که خیلی اوقات آدما هرچی بهم نزدیکتر میشن تحملشون واسه هم سختتر میشه...
به نظرم این به هیچی ربط نداره مگه وجود نداشتن یه درک متقابل و بدون خودخواهی!