+ نوشته شده در شنبه 1387/04/29ساعت 10:13  توسط عرفان
|
من منم دیگه...یه پسر بچه.یه آدم ساکت ولی پرانرژی،این بزرگترین تناقضمه. میگن خیلی اخلاق گرا هستم،ولی خیلی منظورشونو نمی فهمم.عاشق دریام و ویلون،ولی بلد نستم،یه کم تنبل و درس نخون،از بیکاری و بی فایده بودن اصلا خوشم نمی آد،دوستام بهم میگن آقای مشکل گشا...به نظر خودم یه کم حسودم گاهی هم مغرور،ولی صادق...با اینکه این همه دوست دارم ولی زمانهایی هم هست که احساس تنهایی میکنم...تو تنهایی هم همششش دارم فکر میکنم...کلا یه چیزیم تو همین مایه ها ...
در ضمن : " این قضیه اصلا دقت یا هوش نمی خواد که حرفامون چه قدر تو روزمرگی غرقه! چقدر وقتی بهم میرسیم شکل حرفا تکراریه ، این عین مرگه! از امروز میخوام به حرفایی که تو هر روز میگیمو میشنویم بیشتر دقت کنم،و ببینم واقعا تو هر روز چند تا جمله که سرش به تنش میارزه میشه گفتو شنید. میخوام تازه مثل اسم اینجا ، بگردم پی سبزینه های هر روز و روزینه یکیشو اینجا بکارم! (27/2/87) "